• کوتاه و مفید

    آزمایش «چهرۀ ثابت»

     

    آزمایش «چهرۀ ثابت»

    آزمایش «چهرۀ ثابت» چه چیزی دربارۀ نیاز ارتباط در انسان‌ها را به ما نشان می‌دهد؟

    انسان‌ها از بدو تولد برای برقراری ارتباط با دیگران آمادگی دارند. نحوۀ رشد و تربیتمان می‌توانند تاثیرات بلندمدت و پیوسته‌ای بر عملکردمان داشته باشند. دوران کودکیمان سلسله‌ای از تغییرات را از لحاظ ژنتیکی، شناختی، اجتماعی و جسمی بوجود می‌آورند که ممکن است در زندگی آینده‌مان تاثیر مثبت یا منفی داشته باشند. آزمایش «چهرۀ ثابت» به‌روشنی گویای این واقعیت است که ما انسان‌ها از بدو تولد به ارتباط با دیگران نیازمندیم. این آزمایش توسط دکتر اِد ترونیک در دهۀ 1970 مطرح شد. آزمایش چهرۀ ثابت بیانگر این نکته است که واکنش‌های والدین می‌توانند نحوۀ شکل‌گیری عواطف در کودک را تحت تاثیر قرار دهند. ما در اوایل دوران زندگیمان درحال آشنایی و یادگیری واکنش‌های دیگران بودیم و سعی داشتیم تاثیر رفتارهای خود بر دیگران را درک کنیم. این آزمایش به ما نشان می‌دهد که اگر ارتباط برقرار نشود چه اتفاقی خواهد افتاد و یا عدم برقراری ارتباط چه حس و حالی خواهد داشت.

     

    واکنش کودک به آزمایش چهرۀ ثابت

    در این آزمایش کودک و یکی از والدینش (در مورد فعلی مادر) مشارکت دارند که روبه‌روی یکدیگر می‌نشینند. مادر شروع به بازی با کودکش می‌کند، به او لبخند می‌زند و با او صحبت می‌کند. سپس مادر روی خود را برای لحظه‌ای برمی‌گرداند. قدم بعدی این است که مادر با چهره‌ای ثابت و بی‌واکنش برمی‌گردد و با این شکل برای دو دقیقه به کودک می‌نگرد. پس از مرحلۀ چهرۀ ثابت، مادر به حالت اولیه باز می‌گردد و با کودک بازی و صحبت می‌کند. قسمت جالب این آزمایش نه کنش مادر، بلکه واکنش کودک است. ابتدا کودک خوشحال و خندانی را می‌بینید که با مادرش تعامل دارد، حرکاتی انجام می‌دهد و صداهایی تولید می‌کند تا با مادرش ارتباط برقرار کند و به تعاملات مادرش نیز به گونه‌ای پاسخ دهد.

    اما همین که مرحلۀ چهرۀ ثابت شروع می‌شود، به نظر می‌رسد کودک سردرگم شده است. او تمام سعی خود را می‌کند تا پاسخی از جانب مادر دریافت کند. نوع صداها و حرکاتی که کودکان می‌توانند از خود بروز دهند محدودند، و شما در این ویدئو مشاهده می‌کنید که کودک از انواع مختلف روش‌ها برای جلب توجه مادرش استفاده می‌کند. او به اطراف اتاق نگاه می‌کند، لبخندزدن را امتحان می‌کند و به جایی اشاره می‌کند. مشاهده می‌کنید که وقتی این تلاش‌ها نمی‌توانند عکس‌العمل مادر را برانگیزند، کودک کلافه و پریشان می‌شود و گریه و جیغ سر می‌دهد. کودکان معمولا در این آزمایش کنترل حالت نشستن خود را از دست می‌دهند. دستگاه عصبی مرکزی آنها چنان ملتهب می‌شود که کنترل جسمشان از اختیار خارج می‌شود و می‌افتند. همچنین کودک دست خود را گاز می‌گیرد که ممکن است نشانۀ نوعی خودآرامسازی باشد. این کودک از لحاظ عاطفی از هم می‌پاشد و نگاه‌کردن به او در این وضعیت می‌تواند ما را آزار دهد. کودک در اواخر این آزمایش کاملا ناامید به نظر می‌رسد و دیگر تلاشی برای جلب توجه مادر انجام نمی‌دهد.

    پس از مرحلۀ چهرۀ ثابت، مادر به حالت اولیه باز می‌گردد و بار دیگر ارتباط خود را با کودک آغاز می‌کند. در این مرحله می‌توانید شادی را در چهره کودک و رفع‌نگرانی وی را به‌روشنی ببینید. حال که مادر بازگشته، کودک می‌تواند احساسات خود را تنظیم، و به‌راحتی بازی را بار دیگر شروع کند. چهرۀ ثابت پدیده‌ایست که ممکن است روزانه اتفاق بیافتد و والدین زمانی که مشغول تمام‌کردن پخت‌وپز ناهار هستند یا می‌خواهند به کودک دیگر بپردازند، این چهره را به خود می‌گیرند. داشتن والدین بی‌واکنش، اگر برای مدتی کوتاه باشد، ایرادی در پی نخواهد داشت، اما اگر این جریان برای مدت‌های طولانی‌ ادامه داشته باشد می‌تواند بر رشد کودک تاثیر منفی بگذارد.

     

    پدرها نیز به همان اندازه نقش دارند

    این ویدئو بیانگر این است که کودکان به همان شدت به «چهرۀ ثابت» پدرشان نیز واکنش نشان می‌دهند. کودکان برای برقراری ارتباط با پدرشان همان رفتارهایی را از خود بروز می‌دهند که برای جلب توجه مادرشان داشتند. معمولا از پدران برای انجام این نوع آزمایش‌ها استفاده نمی‌شود، بااین‌حال آنها بایستی نقش اساسی خود در رشد و زندگی کودکشان را درک کنند.

     

    روابط عاشقانه چطور؟

    در این ویدئو از بازیگران استفاده شده، اما این سناریو در زوج‌درمانی کمیاب یا غیرمتداول نیست. مشاهده می‌کنید که یکی از طرفین ارتباط و واکنش احساسی کمتری نشان می‌دهد.  همچنین ملاحظه می‌کنید که زن همان رفتارهای کودک را برای برقراری ارتباط با همسرش از خود بروز می‌دهد. او بی محابا برای ایجاد تعامل احساسی با همسرش تلاش می‌کند.

     

    حال آزمایش «چهرۀ ثابت» چه چیزی را ثابت می‌کند؟

    این آزمایش بیانگر این نکته است که ما انسان‌ها نسبت به واکنش‌های احساسی یا غیراحساسی نزدیکانمان بسیار آسیب‌پذیر هستیم. همچنین مشخص می‌شود که کودکان که در مراحل اولیۀ برقراری ارتباط قرار دارند، به‌دنبال تعامل هستند. زمانی عقیده بر این بود که کودکان قادر به درک احساسات نیستند. اما آنها در این آزمایش نسبت به عدم برقراری ارتباط احساسی با مادر یا پدرشان، واکنش مشخصی دارند. بنابراین روشن می‌شود که حتی کودکان بسیار کم‌سن نیز می‌توانند به احساسات مراقبین بالغشان پاسخ دهند. کودکان نه تنها به‌صورت انفعالی، بلکه فعالانه می‌توانند در تعاملات اجتماعی با دیگران شرکت کنند و بر این تعاملات اثرگذار باشند.

    در این سناریو، الگویی را در مراحل و واکنش‌های معمول می‌توان دید که تمام انسان‌هایی که به‌دنبال ارتباط عاطفی هستند شامل آن می‌شوند. مرحلۀ اول «دست دراز کردن» نام دارد که معمولا با بازکردن دست‌ها از یکدیگر همراه است. مرحلۀ دوم که اعتراض نام دارد، تلاشی است برای برقراری ارتباط عاطفی و گرفتن واکنش از والدین. مرحلۀ سوم نیز روی‌گردانی نام دارد که کودک از برقراری ارتباط آنقدر احساس عجز می‌کند که به اطراف می‌نگرد یا از والدین روی برمی‌گرداند. مرحلۀ چهارم تلاش نهایی برای برقراری ارتباط است که با نشانه‌های آشفتگی همراه می‌شود. علت این امر ناامیدی و پریشانی کودک است که او را تا گریه، یعنی تنها راهی که او برای نشان‌دادن پریشانی می‌داند، پیش می‌برد. در مرحلۀ نهایی دیگر تلاشی از جانب کودک برای گرفتن پاسخ عاطفی نمی‌بینیم. همانطور که در ویدئو دیده شد، در ارتباط‌های سالم مادر بایستی به حالت اولیه باز گردد که این امر موجب بهبودی آسیب عاطفی وارده به کودک می‌شود.

     

    در صورتی که «چهرۀ ثابت» در درازمدت ادامه یابد چه اتفاقی خواهد افتاد؟

    دلایل متفاوتی وجود دارد که مادر نتواند ازلحاظ عاطفی در کنار فرزندش باشد و با او ارتباط برقرار کند. برخی از آسیب مغزی یا سایر بیماری‌هایی رنج می‌برند که نشان‌دادن واکنش‌های عاطفی را مختل می‌سازند. والدین در محیط‌های خشونت‌آمیز به‌سختی می‌توانند عواطف خود را بروز دهند. موادمخدر و الکل، و مستی و خماری ناشی از مصرف آنها عواطف فرد را تحت تاثیر قرار می‌دهند. والدینی که از افسردگی یا دیگر اختلالات روحی رنج می‌برند نیز در برقراری ارتباط عاطفی با کودکشان با مشکل مواجه می‌شوند. امروزه گوشی‌های تلفن بخش بزرگی از زندگیمان را به خود اختصاص داده‌اند و والدین زیادی دیده می‌شوند که هنگام کار با موبایلشان نسبت به کودکشان بی‌واکنش هستند. اگر والدین شما نیز نسبت به شما بی‌واکنش بوده، احتمالاً شما نیز همین رفتار را با کودک خودتان خواهید داشت. زندگی برای کودکانی که دو دقیقه در معرض «چهرۀ ثابت» بودند چگونه بود؟ حال فرض کنید این مدت طولانی‌تر شود. تحقیقات نشان داده که کودکانی که والدین بی‌واکنشی دارند بعدها در اعتماد به دیگران، هم‌ذات‌پنداری و درک احساسات دیگران و تنظیم احساسات خودشان دچار مشکل خواهند شد.

     

    سوالاتی که بایستی از خود بپرسید:

    • آیا نمی‌توانید به‌راحتی احساساتتان را نشان دهید؟
    • آیا احساس می‌کنید همواره رفتار بسته‌ای دارید یا در لاک خود فرو می‌روید؟
    • آیا تابه‌حال کسانی به شما گفته‌اند که واکنش احساسی بیشتری را از شما انتظار دارند؟
    • آیا در کودکی در خانه‌تان احساساتی بودند که غیرقابل قبول بودند و نمی‌توانستید آنها را ابراز کنید؟
    • آیا درک نیازهای فرزندتان برایتان دشوار است؟
    • آیا زندگی آنقدر خسته‌تان کرده که لبخندزدن یا صحبت با دیگران را کاری دشوار می‌دانید؟

     

    اگر والدینی هستید که در ارتباط با فرزندتان مشکل دارید یا چیزی وجود دارد که شما را از پاسخ‌دهی به نیازهای عاطفی فرزندتان بازمی‌دارد، مراجعه به روانشناس می‌تواند به شما کمک کند. درک واکنش‌ها و نیازهای عاطفی فرزندتان می‌تواند شما را در برقراری ارتباط با وی یاری دهد. اگر در کودکی والدینتان در برقراری ارتباط با شما مشکل داشتند، احتمالاً این امر هم‌اکنون نیز بر سلامت روان و تندرستی کلی‌تان تاثیر منفی مداومی دارد. روانشناس می‌تواند شما را از آنچه در کودکی به آن نیاز داشتید آگاه سازد و راه‌هایی برای برطرف‌کردن این نیازها در بزرگسالی را به شما نشان دهد.

     

  • کوتاه و مفید

    صحبت کردن بدون تخریب

    * در «مكالمات امن»، يكي از  مفاهیم مهم تاکید بر اهميت صحبت کردن بدون تخریب، گوش دادن بدون قضاوت و احساس یگانگی و اتصال علیرغم تفاوت‌ها می باشد.

    در این نوشتار کوتاه، تمرکز را روی مولفه اول یعنی «صحبت کردن بدون تخریب» می گذاریم.

    صحبت کردن بدون تخریب، به نظر بسيار واضح است، اما بسيار دشوارتر از آن چيزي است كه فكر مي‌كنيد. وقتی بدون تخریب و تحقیر صحبت می‌کنیم، به این معنی نیست که نمی‌توانیم گفتگوهای دشوار و چالش برانگیزی داشته باشیم یا مواردی را مطرح کنیم که باید به آن‌ها پرداخته شود. كاملا برعكس است؛ اين نوع صحبت کردن صرفا به معني برقراري ارتباط با احترام و همدلي است. اغلب تخریب و تحقیر آسان است، و صحبت كردن بدون تخریب نیاز به تلاش، شفقت و مهارت دارد.

    انتقادی که همراه با تخریب باشد هیچگاه «خوب» و موثر نیست و به‌ندرت مورد پذيرش قرار مي‌گيرد. وقتی من به هر دلیلی از شما انتقاد تندوتیز مي‌كنم، ذهنتان ناخودآگاه این انتقاد را به مثابۀ تهديد، يا نشانۀ خطر بالقوه در نظر مي‌گيرد؛ به طور طبيعي احساس خطر خواهيد كرد و بلافاصله وارد حالت دفاعي خواهيد شد.

     حالا، در اين شرايط، به نظرتان ادامۀ گفتگو حقيقتا چه دستاوردي برايمان خواهد داشت؟ آن طور كه آمار نشان مي‌دهد، احتمالا در ادامۀ چنين گفتگويي به جاي آن كه به مسئلۀ اصلي مورد بحث بپردازيم، وقت خود را صرف صحبت دربارۀ آن انتقاد خواهيم كرد.

     اين گفتگوي نتيجه‌بخش و بالغانه‌اي كه به دنبالش بوديم، نيست.

     از طرف ديگر، اگر من به هنگام صحبت با شما، به جاي انتقاد كردن تند در مورد مسائلي كه نمي‌پسندم، مواردي را كه ميپسندم بيان كنم، تلقي ذهن شما از آن به عنوان فعلي از روي همكاري و حركتي امن و مثبت خواهد بود؛ از درون احساس امنيت خواهيد داشت، احساس تنهایی نخواهيد كرد و وارد حالت همكاري متقابل خواهيد شد.

     در اين حالت به معناي واقعي كلمه داريم صحبت مي‌كنيم.

     در چنين شرايطي می‌توانیم با خیال راحت و بدون پرداختن به ماجراهاي حاشیه ای، صدمه خوردن احساسات يا ترس از مكالمۀ بعدي، در مورد مسئلۀ موردبحث گفتگو كنيم. بله! اين دقیقاً گفتگوی نتيجه‌بخش و بالغانه‌اي است که می‌خواستیم.

     در ادامه نکته‌ای آورده شده است که شما را تا رسيدن به هدف حرف زدن بدون تخریب بسيار كمك خواهد كرد. به جای این که بگویید: «تو هميشه اين كار را مي‌كني…» يا «در اين كار بسيار ضعيف عمل كردي…» و انگشت خود را به سوي طرف مقابل نشانه بگيريد، از عبارات مثبت و مشتركي نظير موارد زير استفاده كنيد:

    «فكر مي‌كنم به نفع رابطه‌مان باشد اگر…»

    «خيلي دوست دارم كه…»

    «برايت امكانش هست كه…»

    بيان آنچه شما مي‌خواهيد، به جاي آنچه طرف مقابل اشتباه انجام مي‌دهد، نشان‌دهندۀ همدلي شما با طرف مقابل و مراقبت از احساسات اوست. اين كار، در را به روي گفتگويي امن باز مي‌كند.

     برنه براون ، محقق و نويسندۀ مشهور و قهرمان همدلي، چنين گفته است: «شفاف بودن، مهربانانه است و شفافيت نداشتن، از مهرباني به دور است.» اين گفتۀ او به‌خوبي بحث ما را خلاصه مي‌كند.

    مبهم صحبت كردن ممكن است برايتان آسان باشد، اما اگر طرف مقابل مكالمه را بدون آن كه منظور شما را به‌وضوح درك كرده باشد، رها كند، ممكن است گيجي و بعضا دلخوري پيش بيايد. در اين حالت جای تعجب نیست که هيچ‌چيز آن‌طور که انتظار داشتید اتفاق نيفتد، و وقتي از آن‌ها انتقاد تند مي‌كنيد كه چرا كار را درست انجام نداده‌اند، اين چرخه ادامه مي‌يابد.

     تمرین کنید که دربارۀ موضوع موردبحث خود يا نتايج موردانتظارتان، مثال‌هايي مشخص ارائه دهيد. اين كار مسير مكالمه، هر تغييري كه بايد در آن ايجاد شود و مقصد آن را مشخص مي‌كند.

    پرداختن به گفتگوهايي بدون تخریب – حتي انواع سخت آن – امكان‌پذير است. تغییر، نیازمند ميزاني تمرین و تعهد است، اما ارزشش را دارد كه برايش تلاش كنيد. واضح صحبت كردن و همدلي با ديگران بي‌اندازه به نفع شما و طرف مقابل است و به‌طور محسوسی همۀ روابط شما را بهبود می‌بخشد. طي چند روز آينده، حواستان به گفتگوهايتان با ديگران باشد و بر «حرف زدن بدون تحقیر و تخریب» تمركز كنيد.

     

  • کوتاه و مفید

    چگونه با کسانی که از مکالمه امن چیزی نمی‌دانند ارتباط برقرار کنیم؟

    * کسانی که در زندگی خود بچه دارند – یا خودشان زمانی بچه بوده اند – می‌دانند که خوراندن غذای سالم به بچه ها چگونه است، وقتی به آن علاقه ای ندارند (یا فکر می‌کنید به آن علاقه ای ندارند!) تکه های غذای سالم را، در غذای ناسالم تر، اما خوشمزه تر قایم می‌کنیم، خاطر جمع از این که برایشان مقداری مفید بوده حتی اگر در آن لحظه برای آن ارزشی قائل نباشند.  

    این درست همانند زمانی است که به عنوان یک فرد بالغ، می‌خواهید چیزهایی که درباره یک روش جدید زندگی در جهان را آموخته اید، با دیگران به اشتراک گذارید؛ برای مثال، شما یاد می‌گیرید تا از مکالمات امن، برای رسیدن به سطحی از ارتباط با افراد استفاده کنید که تا به حال آن را تجربه نکرده اید.  شما آموزش دیده اید؛ شما تجربه شگفت انگیز شنیده شدن، تایید و تصدیق شدن را داشته اید؛ شما دیده اید که می‌تواند چه تأثیر دگرگون کننده، ساده و قدرتمندی در زندگی شما داشته باشد.  

    ولی حالا چه؟  حال چگونه از این نعمت خارق العاده در قبال افرادی استفاده می‌کنید که آن را نمی‌شناسند، آن را تجربه نکرده اند، برای آن آموزش ندیده اند و ممکن است حتی ندانند که برای برقراری ارتباط، راه بهتری نسبت به آن چه که اکثر ما هر روز از آن استفاده می‌کنیم وجود دارد. 

     

    پاسخ ساده است – سبزیجات را یواشکی با ماکارونی و پنیر مخلوط می‌کنیم! 

    یکی از سوالاتی که ما مربیان ارشد در مکالمات امن مکرراً با آن روبرو می‎شویم، انواع مختلفی از مورد زیر است: “من عاشق این جور چیزها هستم! شنیده شدن حس خیلی خوبی است و من نسبت به کسی که با آن کار می‌کردم چنین حسی دارم!  چطور باید چنین حسی نسبت به کسی داشته باشم که در این دوره آموزشی نبوده است؟” 

    این سوالی است که ما عاشق شنیدن آن هستیم، چرا که می‌دانیم این فرد مزایای دوره مکالمات امن را با افرادی که برایش مهم هستند به اشتراک می‌گذارد و ما خوشحال می‌شویم که به آنها بهترین مشاوره ای را که در چنته داریم، بدهیم. در ادامه چند موردی را که باید موقع آماده کردن آن ماکارونی و پنیر خوشمزه در نظر داشته باشید ذکر می‌کنیم:

     

    گوش کردن همیشه مهم است

    تقریباً همه ما فکر می‌کنیم که در برقراری ارتباط معرکه هستیم!  ما یاد گرفته ایم که با حرف زدن کارهایمان را انجام دهیم، خود را به دیگران بفهمانیم، نیازهایمان را برطرف کنیم، حدود خود را مشخص کنیم، به دیگران نشان دهیم که خوشحال نیستیم و … می‌توانید این الگو را تشخیص دهید؟  تماماً درباره من است.  حرف زدن یعنی این که من درباره خودم به شما می‌گویم.  

    گوش کردن، همان مهارتی که در دوره آموزشی یاد گرفته ایم، ما را نسبت به دیگران آگاه می‌سازد. قدم اول، رها کردن این فکر است که باید دیگران را مجبور به انجام دادن کاری کنید.  در عوض، سعی کنید خودتان شنونده بهتری شوید.  گوش دهید، آینه آنها شوید، صریحاً کنجکاو باشید و سعی کنید درباره آنها بیشتر اطلاعات کسب کنید. با اعمال خود به آنها نشان دهید که شنیده شدن چه حسی دارد.  سبزیجات خود را بخورید و به آنها نشان دهید که کلم بروکلی چقدر می‌تواند خوب باشد.

     

    انگیزه های خود را در نظر بگیرید

    می‌خواهید کودکانتان سبزیجات بخورند چون به شما حس بهتری می‌دهد، یا به این خاطر که برایشان مفید است؟  دقیقاً.  چون برای آنها مفید است.  همین مسئله برای مکالمات امن نیز صادق است.  در نظر بگیرید که چرا می‌خواهید شخص دیگری این مهارت را یاد بگیرد.  می‌خواهید حس شنیده شدن توسط آن ها را بچشید؟  شاید هم فکر می‌کنید مهارت ارتباطی آنها نیاز به ارتقا دارد. این نشانه محبت شماست و کاملاً هم طبیعی است، اما مراقب باشید که  در روابطتان وارد نقش معلم نشوید و انگیزه اصلی شما برای انجام این کار، خود طرف مقابل باشد.

    آنها را در ذهن خود مجسم کنید – از نظر احساسی چقدر به نفع آنهاست که حس شنیده و تایید شدن را درک کنند.  وقتی با شما صحبت کنند چه قدر احساس امنیت خواهند داشت. احتمال این که بین شما و آنها یا آنها و دیگران تنش ایجاد شود چه مقدار کم می‌شود.  اجازه دهید انگیزه های شما، مثل گوش دادنتان، برای کمک به آنها باشد.  زمانی که به کس دیگری کمک می‌کنید، می‌دانید که در این بین به خودتان هم کمک می‌کنید.  دیگران را در سبزیجات خود سهیم کنید چرا که می‌دانید برایشان خوب است. 

     

    تمرین کنید، تمرین کنید و همانطور که حدس زدید، باز هم تمرین کنید!

    زمانی که مهارت جدیدی را برای اولین بار یاد گرفته و تجربه می‌کنید، برای در میان گذاشتن آن با دیگران بیشترین تمایل را دارید.  می‌خواهید که آنها هم این مهارت را “کسب” کنند، همانند شما آن را تجربه کرده و همراه شما در آن شرکت کنند.  خیلی هم عالی!  این بهترین زمان برای بررسی انگیزه هایتان است؛ آنها را برای دیگران تنظیم کنید و نه برای خودتان و تا جایی که می‌توانید تمرین کنید.  

    تمرین کنید که بدون قضاوت گفتارشان به آنها گوش دهید، ولی کنجکاو باشید تا بیشتر نسبت به افکار و احساس آنها آگاه شوید. تمرین کنید که آیینه آنها باشید و صحبت هایشان را انعکاس دهید تا حس کنند که شنیده می‌شوند و بدانید که آنها را درک می‌کنید.  و تمرین کنید که خودتان را جای آنها بگذارید، با احساسات آنها همدل شوید و دری به سوی آن ارتباط شگفت انگیز که در دوره یا آموزش خود تجربه کرده اید، باز کنید.  

    سعی کنید سبزیجات را اول خودتان مصرف کنید، قبل از اینکه بخواهید آن را با دیگران سهیم باشید. پس نفس عمیقی بکشید و سعی کنید بدون انتقاد صحبت کنید، بدون قضاوت گوش دهید و ورای تفاوت هایی که می‌شناسید، ارتباط برقرار کنید.  

    موثرترین روش برای به اشتراک گذاشتن مکالمات امن با کسی که آن را نمی‌شناسید، این است که با آن یکی شوید.  این کار مستلزم صبر و تمرین است، اما ثمره آن – ارتباطی حقیقی و پایدار – بهتر از آن است که تصورش را بکنید.  

     

    – کِوا وارد
    مربی ارشد مکالمات امن